هاشم معروف الحسني ( مترجم : حميد ترقى جاه )

251

سيرة المصطفى ( ص ) ( فارسي )

( 1 ) منابع شيعه همداستانند كه پيامبر فرماندهى را نخست براى جعفر بن أبي طالب و پس از او براى زيد بن حارثه و پس از آن دو براى عبد الله بن رواحه قرار داد ، و به سپاه اختيار داد كه اگر آن سه تن آسيب ديدند هر كه را شايسته دانستند به فرماندهى خويش بگمارند . ولى منابع اهل تسنن بر اين قولند كه پيامبر فرماندهى را براى زيد بن حارثه و پس از او براى جعفر بن أبي طالب و پس از آن دو براى عبد الله بن رواحه قرار داد . در شرح نهج البلاغهء ابن ابى الحديد از واقدى نقل شده كه پيامبر ( ص ) به همراه كسانى كه در مدينه باقى مانده بودند براى وداع با سپاه بيرون آمد و با ايشان تا گردنهء وداع رفت . در آنجا توقف كرد و سپاهيان را به پرواى خدا ، تكيه به او ، شكيبائى و پايدارى در ساعتهاى سختى سفارش نمود و به ايشان فرمود : « شما به زودى در ديرها مردانى را خواهيد يافت كه از مردم كناره گرفته‌اند ، به ايشان كارى نداشته باشيد . و ديگرانى را كه شيطان در سرهاشان تخم مىگذارد . اين لانه‌هاى شيطان را با شمشير بر كنيد . زن و كودك ناتوان و پيران فرتوت را نكشيد ، نخل و درختى را نبريد و خانهء هيچ‌كس را ويران نسازيد » . ( 2 ) هنگامى كه پيامبر با عبد الله بن رواحه وداع مىكرد ، عبد الله به آن حضرت عرض كرد : اى رسول خدا به من توشه‌اى ده كه از شما به يادگار داشته باشم . پيامبر فرمود : اى عبد الله ، تو به سوى سرزمينى مىروى كه سجده در آن اندك است . پس در آن خدا را بسيار سجده كنيد . عرض كرد : اى رسول خدا بر اين بيفزاى . فرمود : خدا را ياد كن و به او از ديگران بىنيازى جوى ، زيرا او تو را بر آنچه مىخواهى يارى مىكند . و چون باز از پيامبر خواست كه بر سخنش بيفزايد ، او را به نيكى به مردم سفارش فرمود و گفت : اى ابن رواحه ، اگر ده بدى كردى از اينكه يك نيكى كنى ناتوان مباش . ابن رواحه گفت : پس از اين ديگر چيزى نمىپرسم . سپس پيامبر ( ص ) و همراهانش با آنها وداع كردند . عبد الله در پاسخ دعاى مسلمانان براى بازگشت همراه با سلامت ايشان ، اشعار زير را سرود :